پرش به محتوای اصلی
پرومال
راهنمای شروع

فروش در اینستاگرام بدون سایت؛ سایت دقیقاً چی برات می‌کرد و الان کی می‌کنه

کاتالوگ، سبد خرید، صفحه‌ی پرداخت، وضعیت سفارش، ارسال، نماد اعتماد، لیست مشتری و آدرسی که گوگل پیداش کنه؛ ردیف به ردیف می‌گیم کدومش بدون سایت می‌شه، کدومش نصفه و کدومش واقعاً نه.

انتشار: ۱۵ شهریور ۱۴۰۵۹ دقیقه مطالعه

فروش در اینستاگرام بدون سایت؛ یه گوشی که مثل یه دکه‌ی کوچیک روی جعبه‌ی چوبی ایستاده، با سایبان راه‌راه، کنار یه بسته و یه کارت بانکی

شبی که «فروش در اینستاگرام بدون سایت» رو سرچ می‌کنی، معمولاً یکی از این دو تا اتفاق افتاده: یا یه مشتری وسط دایرکت پرسیده «سایت ندارین؟ پس از کجا مطمئن باشم؟»، یا یکی زنگ زده که تا سایت نزنی حرفه‌ای نمی‌شی. جواب هر دوش از یه سوال قبل‌تر رد می‌شه: سایت دقیقاً قرار بود چه کاری برات بکنه؟

این مقاله همون سوال رو جواب می‌ده، نه با «سایت لازم نیست، بیا پیش ما». کارایی که یه سایت واقعاً انجام می‌ده رو دونه‌دونه می‌شمریم و برای هر کدوم می‌گیم بدون سایت شدنیه، نصفه شدنیه، یا واقعاً نه. ممکنه آخرش به این برسی که سایت لازم داری؛ اون هم یه جواب درسته.

سایت دقیقاً چه کاری برات می‌کرد؟

یه سایت فروشگاهی، پشت اون ظاهرش، هشت تا کار مشخص انجام می‌ده، و مشتریت هر بار که می‌خواد بخره، از همه‌شون رد می‌شه: چیزی رو می‌بینه، انتخاب می‌کنه، پول می‌ده، منتظر می‌مونه، و یه جایی وسط این مسیر تصمیم می‌گیره بهت اعتماد کنه یا نه.

هر کدوم از این کارا یه جواب جدا داره؛ یه «سایت لازمه» یا «لازم نیست» کلی برای هشت تا کار متفاوت، جواب نیست، شعاره.

کارروی سایتبدون سایتمی‌شه؟
کاتالوگی که غریبه خودش مرور کنهصفحه‌ی محصولات، با فیلتر سایز و قیمتپست و هایلایت برای مشتری؛ کاتالوگ واقعی فقط تو پنل، برای خودت و دستیارنصفه
سبد خرید و جمع مبلغمشتری خودش می‌چینه، سایت جمع می‌زنهگفتگوی دایرکت خودش سبده، اگه یکی همون‌جا سفارش رو با شماره ثبت کنهآره
صفحه‌ی پرداختی که مشتری بهش اعتماد کنهدرگاه بانکی روی سایتلینک پرداخت که تو همون دایرکت می‌ره و به صفحه‌ی بانک می‌رسهآره
وضعیت سفارشصفحه‌ی «سفارش‌های من»وضعیت هر سفارش تو پنل؛ این صفحه رو تو داری، نه مشتریآره
ارسال و کد رهگیریروش ارسال و هزینه‌ش موقع پرداختآدرس و هزینه‌ی ارسال روی خود سفارشه، کد رهگیری با پیام می‌ره؛ دوره یا مشاوره اصلاً ردیف ارسال ندارهآره
نماد اعتماداینماد پایین سایتپلتفرمی که لینک پرداخت ازش میاد خودش نماد اعتماد الکترونیکی داره؛ برای خود پیجت باید جدا بپرسینصفه
لیست مشتری و گزارش فروشپنل مدیریت سایتهمون پنل، بدون سایتآره
آدرسی که مال خودته و گوگل پیداش می‌کنهدامنه‌ی اختصاصیهیچی؛ پیج اینستاگرام نه مال توئه، نه تو نتیجه‌ی گوگل میادنه

«آره»های وسط جدول دقیقاً همون چیزاییه که موقع فروختن سایت بهت می‌گن بدون سایت نمی‌شه. ردیف آخر برعکسه: تنها کاریه که واقعاً فقط سایت انجامش می‌ده، و کمتر کسی موقع فروختن سایت ازش حرف می‌زنه. بقیه‌ی مقاله، ردیف به ردیف همین جدوله.

کاتالوگ؛ چیزی که مشتری غریبه بدون پرسیدن می‌بینه

ترمه، صاحب مزون ترمه، سی تا مدل مانتو داره و روزی بیست بار جواب می‌ده «کرمش سایز ۴۰ هست؟». روی سایت این سوال اصلاً پرسیده نمی‌شد؛ مشتری صفحه‌ی محصول رو باز می‌کرد، سایز رو می‌زد و خودش می‌دید.

بدون سایت، کاتالوگ عمومیت همون پست‌ها و هایلایت‌هاته، و این محدودیت واقعیه: اینستاگرام نه فیلتر سایز داره، نه قیمت روی عکس خودش به‌روز می‌شه، نه موجودی نشون می‌ده. مشتری‌ای که می‌خواد بین چهل مدل مقایسه کنه، وسط پیج خسته می‌شه و می‌ره.

کاتالوگ محصولات تو پنل با موجودی هر مدل؛ همون منبعی که جواب سوالای دایرکت ازش میاد
کاتالوگ این‌جاست، نه روی یه صفحه‌ی عمومی؛ مشتری جوابش رو از همین می‌گیره، تو دایرکت

چیزی که بدون سایت می‌گیری، کاتالوگ پشت صحنه‌ست: هر محصول با تنوع سایز و رنگ، قیمت فروش، قیمت خرید و موجودی هر تنوع، یه‌جا. این کاتالوگ رو مشتری نمی‌بینه؛ ولی وقتی تو دایرکت می‌پرسه «کرمش سایز ۴۰ هست؟»، جواب از روی همین میاد، نه از حافظه‌ی تو.

این‌که یه دستیار چطور از روی همین کاتالوگ تو دایرکت جواب می‌ده رو تو پاسخ خودکار دایرکت اینستاگرام نوشتیم؛ نگه‌داشتن موجودی هر سایز و رنگ هم بحث خودش رو تو انبارداری آنلاین شاپ داره.

پس حکم این ردیف «نصفه» می‌مونه: سوال‌ها درست و از یه منبع جواب داده می‌شن، ولی مشتری‌ای که نمی‌خواد بپرسه، هنوز چیزی جز پست‌هات برای مرور کردن نداره. اگه این مشتری بخش بزرگی از فروش بیزنسته، پایین‌تر دوباره بهش می‌رسیم.

سبد خرید؛ وقتی گفتگو خودش سبده

روی سایت، سارا دو تا مانتو و یه شال می‌ندازه تو سبد و سایت جمع می‌زنه. تو دایرکت همین اتفاق تو سه تا پیام می‌افته: «اون کرمه رو می‌خوام، سایز ۴۰»، «شال نخی هم بذار»، «جمعش چقدر شد؟».

فرق این دو تا تو جمع زدن نیست؛ تو اینه که کی این سه تا پیام رو تبدیل به یه سفارش با شماره می‌کنه. اگه هیچ‌کس نکنه، سبد وسط چت می‌مونه، فردا یادت نیست جمعش چقدر بود، و شال نخی رو همزمان به یکی دیگه هم فروختی.

گفتگوی دایرکت که دستیار توش سایز و قیمت رو از روی موجودی جواب می‌ده و سفارش رو همون‌جا می‌بنده
همون سه تا پیام، این‌جا یه سفارش با شماره شده

بدون سایت دو راه داری: خودت وسط خوندن چت، سفارش رو تو پنل بزنی، یا دستیاری که کاتالوگ رو می‌شناسه همون‌جا سبد رو ببنده و سفارش رو با شماره ثبت کنه. مسیر بعدش رو تو مدیریت سفارش آنلاین شاپ قدم‌به‌قدم نوشتیم: فاکتور، رزرو موجودی، برچسب پستی، کد رهگیری.

این ردیف «آره»ی کامله. سبد سایت فقط سه تا انتخاب رو کنار هم نگه می‌داشت و جمع می‌زد؛ سفارش ثبت‌شده همین کار رو از دل گفتگو می‌کنه، با یه چیز اضافه: تا لحظه‌ی پرداخت، اون سایز ۴۰ برای سارا نگه داشته می‌شه و به نفر بعدی «موجوده» گفته نمی‌شه.

صفحه‌ی پرداخت؛ چیزی که مشتری غریبه واقعاً بهش اعتماد می‌کرد

سارا تا این‌جا اومده، سبد بسته شده، و ترمه می‌نویسه «شماره کارت رو می‌فرستم». همین‌جاست که سارا یاد اون پیجی می‌افته که پارسال پول دوستش رو گرفت و بسته‌ای نفرستاد.

چیزی که روی سایت اعتماد می‌ساخت، خود سایت نبود؛ صفحه‌ی بانک بود. مشتری روی یه صفحه‌ی بانکی با رمز پویا پرداخت می‌کرد، نه به کارت شخصی یه غریبه. این کار رو لینک پرداخت بدون سایت هم می‌کنه: از فاکتور همون سفارش یه لینک ساخته می‌شه، تو همون گفتگو می‌ره، مشتری به صفحه‌ی بانک می‌رسه و برمی‌گرده؛ سفارش خودش «پرداخت‌شده» می‌شه.

کارت‌به‌کارت رو هم لازم نیست ببندی؛ فقط رسیدش باید یه‌جای مشخص بشینه و کسی آگاهانه تأییدش کنه، نه این‌که وسط صد تا پیام گم بشه. فرق کارت‌به‌کارت، لینک پرداخت و درگاه روی سایت رو تو درگاه پرداخت اینستاگرام با یه جدول باز کردیم.

بعد از پرداخت؛ وضعیت سفارش، کد رهگیری و لیست مشتری

ساعت یازده شب، سه روز بعد از پرداخت، پیام میاد: «سفارشم چی شد؟». روی سایت، سارا خودش می‌رفت تو «سفارش‌های من» و می‌دید «تحویل پست شده». بدون سایت، این صفحه رو تو داری، نه اون.

وضعیت هر سفارش، ثبت‌شده، پرداخت‌شده، آماده‌ی ارسال، ارسال‌شده، تو پنل مشخصه و کد رهگیری همون روزی که بسته می‌ره پست یا تیپاکس، برای مشتری می‌ره. مشتری صفحه نداره، ولی پیام داره؛ همون یه پیام جلوی بیشتر «سفارشم چی شد؟»ها رو می‌گیره، چون چیزی که مشتری می‌خواست صفحه نبود، خبر بود.

لیست مشتری و گزارش هم همین‌جوریه. سایت اینا رو تو پنل مدیریتش داشت؛ بدون سایت هم همون پنل رو داری: کی چند بار خریده، آخرین خریدش کی بوده، پرفروش‌ترین محصول این ماه چی بوده. کل این چرخه رو تو مدیریت آنلاین شاپ یه‌جا جمع کردیم، و این‌که با لیست مشتری چیکار کنی که دوباره بخره، بحث باشگاه مشتریان آنلاین شاپه.

یه چیز رو همین‌جا روشن کنیم: این پنل سایت نیست و جای سایت رو نمی‌گیره. مشتری واردش نمی‌شه، گوگل پیداش نمی‌کنه، آدرس عمومی نداره. پشت صحنه‌ی مغازه‌ست، نه ویترینش؛ ویترین همچنان پیجته.

چهار کاری که بدون سایت واقعاً نمی‌شه

یه نفر تو گوگل می‌زنه «مانتو کتان کرم» و صفحه‌ی اول رو می‌بینه. پیج ترمه اون‌جا نیست؛ نه چون بد کار می‌کنه، چون پست اینستاگرام نتیجه‌ی گوگل نیست و هیچ‌وقت نبوده.

تا این‌جا هر ردیفی که «آره» گرفت، واقعاً بدون سایت شدنی بود. این چهار تا نه؛ و هیچ پنلی، مال ما یا هر کس دیگه، جای هیچ‌کدومش رو نمی‌گیره:

  • ترافیک گوگل: کسی که محصولت رو سرچ می‌کنه، به پیج نمی‌رسه. اگه مشتری‌هات از سرچ میان، نه از اکسپلور و استوری، سایت لازم داری.
  • آدرسی که مال خودته: اگه پیج بسته یا هک بشه، لیست مشتری و سابقه‌ی سفارش‌ها تو پنل می‌مونه، ولی آدرسی که مشتری‌ها بلد بودن، می‌ره. دامنه تنها آدرسیه که کسی نمی‌تونه ازت بگیره.
  • مشتری‌ای که نمی‌خواد حرف بزنه: یه عده ساعت دو نصف‌شب می‌خوان بدون یه کلمه پیام، خودشون انتخاب کنن و پرداخت کنن. بدون سایت، این مشتری رو نداری.
  • چند هزار کد کالا: مقایسه‌ی چهل مدل با فیلتر سایز و قیمت کار صفحه‌ست، نه کار چت. پیجی که کاتالوگش اندازه‌ی یه مارکت‌پلیسه، بدون سایت لنگ می‌زنه.
پیج تو شبیه کدومه؟سایت لازمه؟چرا
مزون با سی تا مدل، مشتری از اکسپلور و استوریفعلاً نههمه‌ی ردیف‌های «آره»ی جدول اول بدون سایت جواب می‌دن
پیجی که مشتری‌هاش از سرچ گوگل میانآرهگوگل پیج رو نشون نمی‌ده؛ اون مشتری هیچ‌وقت به دایرکتت نمی‌رسه
چند هزار کد کالا با فیلتر سایز و قیمتآرهمرور و مقایسه با چت جواب نمی‌ده
پیجی که بیشتر فروشش از استوری و لایوهفعلاً نهمشتری همون لحظه تو دایرکته؛ فرستادنش به سایت یه قدم اضافه‌ست

مسیر شروع از یه پیج و اضافه کردن سایت بعدش رو تو راه‌اندازی آنلاین شاپ نوشتیم؛ اون‌جا هم همین رو گفتیم: سایت کنار پیج، نه به‌جاش.

هفته‌ی اول فروش در اینستاگرام بدون سایت

این هفته قرار نیست چیزی بسازی؛ قراره ردیف‌های «آره»ی جدول اول رو یکی‌یکی برای پیج خودت روشن کنی.

  1. 1روز اول: کاتالوگ رو تو پنل بچین؛ هر محصول با تنوع سایز و رنگ، قیمت فروش، قیمت خرید و موجودی هر تنوع.
  2. 2روز دوم: پیج رو وصل کن و از خودت چند تا سوال تستی بپرس: «کرمش سایز ۴۰ هست؟»، «قیمتش چنده؟». جواب باید از روی کاتالوگ بیاد، نه از متن ثابت.
  3. 3روز سوم: یه فاکتور تستی بساز و لینک پرداختش رو برای خودت بفرست؛ تا صفحه‌ی بانک برو و برگرد.
  4. 4روز چهارم: بیو و پیام سنجاق‌شده رو عوض کن: بگو خرید چطوریه، لینک پرداخت یا رسید کجا می‌ره، و کد رهگیری کی می‌رسه.
  5. 5روز پنجم و ششم: چند تا سفارش واقعی رو تا کد رهگیری ببر و ببین کجا هنوز داری از حافظه‌ت جواب می‌دی.
  6. 6روز هفتم: گزارش هفته رو نگاه کن؛ اگه سوالای «موجوده؟» و «قیمتش؟» بدون تو جواب گرفتن، جدول اول درست کار کرده.

پرومال یکی از پنل‌هاییه که این هفته رو باهاش می‌شه رفت: کاتالوگ با موجودی هر تنوع، دستیاری که تو دایرکت از روی همون کاتالوگ جواب می‌ده و سفارش می‌بنده، لینک پرداخت و تأیید رسید، کد رهگیری و گزارش. سایت بهت نمی‌ده؛ اون ردیف «نه» همچنان «نه» می‌مونه.

فردا صبح، قبل از این‌که به سایت‌ساز زنگ بزنی، جدول اول رو یه بار برای پیج خودت پر کن. اگه پنج تا «آره» برای بیزنست کافیه، هفته‌ی اول رو شروع کن؛ اگه اون ردیف «نه» برات همه‌چیزه، سایت بزن و پیج رو کنارش نگه دار.

سوالای پرتکرار درباره‌ی همین موضوع

فروش در اینستاگرام بدون سایت واقعاً شدنیه یا فقط برای شروع خوبه؟

شدنیه، و برای خیلی از پیج‌ها همیشگیه، نه فقط برای شروع. سبد، پرداخت، وضعیت سفارش، کد رهگیری، لیست مشتری و گزارش بدون سایت کامل جواب می‌دن. چیزی که نمی‌گیری ترافیک گوگل و آدرسیه که مال خودت باشه؛ اگه فروش بیزنست به این دو تا وابسته نیست، سایت رو الان لازم نداری.

برای فروش در اینستاگرام سایت لازمه؟

به این بستگی داره که مشتری‌هات از کجا میان. اگه از اکسپلور و استوری میان و تو دایرکت می‌خرن، نه. اگه از سرچ گوگل میان، چند هزار کد کالا داری، یا مشتری‌ای داری که می‌خواد بدون یه کلمه پیام خودش انتخاب و پرداخت کنه، آره؛ سایت رو کنار پیج بساز، نه به‌جاش.

بدون سایت می‌شه درگاه پرداخت داشت؟

آره. از فاکتور هر سفارش یه لینک پرداخت ساخته می‌شه که تو همون دایرکت می‌ره؛ مشتری به صفحه‌ی بانک می‌رسه، پرداخت می‌کنه و سفارش خودش «پرداخت‌شده» می‌شه. کارت‌به‌کارت رو هم می‌تونی نگه داری، به شرطی که رسیدش یه‌جای مشخص بشینه و کسی آگاهانه تأییدش کنه.

مشتری بدون سایت از کجا بفهمه سفارشش کجاست؟

از پیام، نه از صفحه. وضعیت هر سفارش تو پنل مشخصه و کد رهگیری همون روزی که بسته تحویل پست یا تیپاکس می‌شه، برای مشتری می‌ره. چیزی که مشتری می‌خواست همیشه خبر بود، نه یه صفحه‌ی «سفارش‌های من»؛ همون یه پیام بیشتر پیگیری‌ها رو حذف می‌کنه.

اگه پیجم بسته یا هک بشه چی از دست می‌ره؟

آدرسی که مشتری‌ها بلد بودن. لیست مشتری، شماره‌ها و سابقه‌ی سفارش‌ها تو پنل می‌مونه و خروجی اکسلش رو هم داری؛ ولی مسیری که غریبه‌ها ازش پیدات می‌کردن می‌ره. تنها آدرسی که کسی نمی‌تونه ازت بگیره دامنه‌ی خودته، و این دقیقاً همون ردیفیه که بدون سایت نمی‌شه.

کاتالوگ بدون سایت یعنی چی؟ مشتری می‌تونه ببینتش؟

نه، و بهتره از اول بدونی. کاتالوگ بدون سایت پشت صحنه‌ست: هر محصول با سایز، رنگ، قیمت و موجودی هر تنوع، یه‌جا برای خودت و دستیار دایرکت. مشتری همچنان پست و هایلایت می‌بینه؛ فقط وقتی می‌پرسه، جواب از روی موجودی واقعی میاد، نه از حافظه.

کِی باید سایت بزنم؟

وقتی دو تا از این چهار تا برات صدق کنه: مشتری‌هات از سرچ گوگل میان، چند هزار کد کالا داری، مشتری‌ای داری که نمی‌خواد پیام بده و فقط می‌خواد بخره، یا آدرسی می‌خوای که با بسته شدن پیج از بین نره. اگه فقط یکیش صدق می‌کنه، سایت رو کنار پیج بساز و پیج رو نگه دار.

آنلاین شاپت رو بسپار به پرومال

یه دمو رایگان با محصولات خود بیزنست ببین؛ راه‌اندازیش کمتر از ده دقیقه وقت می‌بره.

دمو رایگان بگیر